

تاثیر قرآن در زندگی انسان
قرآن حکیم از نظر تأثیرات خود نیز معجزه است و آن تأثیری که در قرآن هست در هیچ کتاب انسانی وجود ندارد و به وسیله همین تأثیر در دنیا منتشر و آن را روشن نموده است. نخستین علاقه تأثیر با روح انسانی است، هرگاه روح، مأثر و منقلب شود، در تصوّرات، گفتار و کردار انسانی نیز انقلاب حاصل میگردد زیرا مرکز این سه چیز دل یا روح است.در کتاب آسمانی قرآن دوازده آیه بسیـار معجزه آسا وجود دارد که شاید کسی تا به حـال بـه آن تـوجه باشد. سخنانی به نهایت جالب و هدایت گر که هر فردی را بـطور یقین در زندگی موفق نموده و به بالاترین درجات سوق می دهد. اسـرار کامیابی در تمامی مراحل و جنبه های زندگی در این دوازده آیه ارزشمند نهفته است.بـرای رسـیـدن بـه مـوفـقـیت کـافی است این آیات را با قلبی روشن به ذهن سپرده و با تفکر آن ها را سرلوحه همه اعمال و رفتار خود نمایید. به خداوند فرصت دهید، خواهید دید که زندگی شما دچار تحول شگرفی خواهد شد.
خداوند یکتا، برای هدایت بندگانش راههای زیادی گشوده و مسیرهای هموار متعددی قرار داده است، تا بندگانش با تأمل در نشانه ها و آیات خداوندی که در همه آفریده هایش مانند نقطهای نورانی می درخشد، راه راست و مستقیم را برگزیده و به سعادت دنیا و آخرت ره یابند.خداوند انعکاس عظمت خود را در جهان طبیعت، به تصویر کشیده، تا انسان با تفکر در دل آیات مشهود خداوندی، نشانه حق و حقیقت را دریابند. با تأمل او در قرآن، مثالهایی از حشرات و حیوانات آورده است، که انسان دانا حق را می یابد، ولی انسان نادان ظاهر مثال را دیده و از یافتن عظمت در این نشانه ها، ناتوان می باشد.در کتاب خدا، سوره هایی با نام های حیوانات وجود دارد که در این سوره ها، به شکلی، به زندگی این حیوانات برای رهنمود انسانها، اشاره شده است.
قرآن شفاء دردها
امام علی (ع) میفرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ عَلَى أَحَد بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَة، وَلاَ لاحَد قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنىً; فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِکُمْ، وَاسْتَعِینُوا بِهِ عَلَى لاَْوَائِکُمْ، فَإنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ أَکْبَرِ الدَّاءِ، وَهُوَ الْکُفْرُ وَالنِّفَاقُ؛ از این کتاب بزرگ آسمانی برای بیماری های خود شفا بخواهید و برای حل مشکلاتتان از آن یاری بطلبید؛ چرا که در این کتاب درمان بزرگ ترین دردهاست: درد کفر و نفاق و گمراهی و ضلالت .»البته این ضرورت برای کسی که متوجه پوشیده بودن امراض روحی است و به ضرورت سلامت روحی پی برده، واضح تر است. و الا بعضی متوجه مرض های روحی نیستند تا آنجا که این مرض ها مانند سرطان پیشرفت کند و زمانی متوجه آن شوند که کار از کار گذشته است و همچنین عده ای تنها زندگی زودگذر و فانی دنیا را می طلبند و برای آن ها جنبه متعالی شان اصلا اهمیتی ندارد و خود را در همین هفتاد سال محبوس کرده اند و مرگ را پایان کار می دانند، بنابراین آن ها نیز احساس نیاز به قرآن نمی کنند.




